عکاسی تبلیغاتی چیست

عکاسی، تنها و مهم ‌ترین عنصر کمپین‌ های تبلیغاتی به شمار می ‌رود و در نمود بیلبوردها، مجلات، پوسترها و تیزرها، نقشی حیاتی ایفا می کند.
ممکن است کپی‌ رایترها ساعت‌ ها صرفِ یک عنوان یا کپی چشمگیر برای شرحِ مزایای یک محصول کنند؛
اما در نهایت، این عکس است که باید مخاطب را به سوی خود جذب کند.
قدرتِ تصویر باعث می ‌شود که مخاطب، ورق زدن مجله را برای لحظه‌ ای متوقف و به عکس نگاه کند؛
به عبارتی، آخرین چیزی که مخاطب پس از ورق زدن مجله به خاطر می ‌سپارد، همان عکس است.
همین قدرت باعث می ‌شود به بیلبورد نگاهی بیندازید یا بروشور را بردارید و آن را ورق بزنید.
هدفِ غایی عکاسی تبلیغاتی ، آفریدن تصویری چشمگیر و ترغیبِ مخاطب به خریدِ محصول یا استفاده از خدمات است.
با تصویرگران پویااندیش همراه باشید!
عکاسِ تبلیغاتی ، تحت کنترلِ روندِ تصویرسازی است و در بهترین حالت، فانتزیِ ایده‌ آل گرایانه را به یک تصویر تبدیل می ‌کند:
تصویری واقعی! توانایی خلقِ دنیایی خیالی، از ویژگی‌ های یک عکاسِ خلاق و زبده به شمار می ‌رود.
هدف از عکاسی تبلیغاتی
عکاس ، کارش را با سپردنِ پاسخِ این سوالات در ذهن، آغاز می ‌کند. عکاسان تبلیغاتی، محصول یا مدلی را به طور مستقیم نمایش می ‌دهند یا اینکه از جدیدترین تکنیک‌ های پس از تولید (Post- production)، برای به تصویر کشیدنِ جایگاه خاصِ کمپانی بهره می ‌گیرند.
هدف از عکاسی تبلیغاتی، نمایشِ کالای مورد نظر، به بهترین و جذاب ‌ترین شکل و ترغیبِ مشتری به خریدِ آن است. عکس‌ های تبلیغاتی در زندگی روزمره نیز همراه ما هستند؛ در کاتالوگ‌ ها، بروشورها، لیستِ قیمت‌ ها و بیلبوردهای تبلیغاتی! عکاسی تبلیغاتی، الزاماتِ بسیاری را پیش روی عکاسان قرار داده است. عکس‌ های تبلیغاتی باید پرشور و انرژی باشند و پیامشان را به صورت شفاف و خلاصه در خود بگنجانند. برای رسیدن به نتیجۀ مطلوب، عکاس تبلیغاتی باید از نسخه‌ های مختلف محصولات عکس بگیرد و بهترین آن‌ ها را انتخاب کند.
کس‌ های تبلیغاتی معمولاً بدون سایه و پیش زمینه هستند (یا اینکه پیش زمینه‌ هایی شفاف و تک رنگ دارند)؛ البته استثنا هم وجود دارد! هدفِ همۀ فوت و فن‌ های عکاسی تبلیغاتی، نمایش هدف موردنظر به جذاب ‌ترین شکل ممکن و ایجاد ذهنیتی خوشایند در ذهنِ مخاطب و درنهایت، ترغیب به خرید است. ایده، ترکیب ‌بندی (composition) و فضای رنگ (color space)، نقش بسیار پررنگی در عکاسی تبلیغاتی دارند.
کیفیتِ عکس نیز به اندازۀ همین موارد از اهمیت برخوردار است. عکس‌ تبلیغاتی باید شارپ، و همچنین، از رزولوشن یا وضوح تصویر (resolution) بالا و گسترۀ تونال وسیعی برخوردار باشد. تا چند سال اخیر، عکاسان تبلیغاتی از دوربین‌ های عکاسی فیلم خور استفاده می ‌کردند؛ اما با روی کار آمدن عکاسی دیجیتال و افزایش محبوبیت‌ آن‌ ها، به این نوع از دوربین‌ ها روی آوردند. در حال حاضر، فرمتِ ذخیره سازی عکس‌ های دیجیتال، RAW است.
سیر تکامل عکاسی تبلیغاتی
دنیای تبلیغات که همواره با سرعتی غیرقابل تصور در حال پیشرفت است، میلیون‌ ها فرسخ با ماهیتِ قاعده‌ مند عکاسی استودیویی فاصله دارد. دیوید مکنزی اگیلوی، از پیشگامان تبلیغات مدرن، معتقد است که ” هرگز از آزمون و خطا دست نکشید؛ از این طریق، تبلیغاتِ شما همیشه در حال پیشرفت خواهد بود!” این نقل قولِ کوتاه، نقش پر رنگی در دگرگون کردنِ دنیای عکاسی تبلیغاتی داشته است.
در نخستین سال‌ های پیدایشِ عکاسی استودیویی، بیشتر عکاسان با مشکلی مشابه روبه‌ رو شدند: چگونه نور کافی را برای نوردهی (exposure) به استودیوی عکاسی بیاوریم؟ عوامل بسیاری سبب بروز مشکلات می ‌شدند؛
از جمله، لایه‌ های حساسی (emulsion) که به اندازۀ کافی به نور حساس نبودند تا بتوانند نوردهی کوتاهی را صورت دهند؛ دوربین‌ ها نیز بسیار ابتدایی بودند و روزنۀ دیافراگمی (aperture) به آن صورت وجود نداشت و عکاسان نمی ‌توانستند
برای عکاسی از لنزهای مختلف استفاده کنند.
بسیاری از استودیوها در طبقۀ بالای ساختمان قرار داشتند و دریچه‌ های بسیاری برای تابشِ نور روز وجود داشت.
آب وهوای نامساعد نیز بر عکاسی اثر می ‌گذاشت؛
به عنوان مثال، هوای بارانی یا وجودِ ابرهای سیاه در گسترۀ آسمان، و در نتیجه، مانع شدن از تابش نور خورشید و نوردهی، بر عکاسی تاثیر می ‌گذاشت.
دسترسی به نور فلاش (flash light) محدود بود و در بیشتر مناطق، امکان هیچ گونه دسترسی به آن وجود نداشت.
فلاش‌ های (flash) اولیه هیچ شباهتی به تکنولوژی امروز نداشتند. فلش‌ ها یک بار مصرف بودند؛ اما امروز از هر فلش می ‌توان هزاران بار استفاده کرد.
رواج عکاسی تبلیغاتی
در عصر حاضر، پیشرفت تکنولوژی بسیاری از موانع موجود بر سر راه عکاسان را از میان برداشته است.
در پی این پیشرفت‌ ها، استفاده از عکاسی در تبلیغات رواج یافت و استودیوهای عکاسی به تبلیغات برای شرکت‌ های صنعتی و خانه‌ های مُد پرداختند و بیشتر استودیوهای جدید و بزرگ، به عکاسی تجاری و تبلیغاتی روی آوردند. برخی از عکاسان بر مُد یا غذا متمرکز شدند و برخی دیگر به خلقِ عکس‌ هایی تخیلی جهت گسترشِ محصولات و صنایع مختلف پرداختند.
در این بین، پیدایشِ دوربین دیجیتال، کمکِ بزرگی به پیشرفتِ عکاسی تبلیغاتی کرد؛
اما یادمان باشد که نقشِ سنتی عکاس را که هیچ جایگزینی هم ندارد، نمی ‌توان نادیده گرفت!
حضور عکاسِ حرفه‌ ای در استودیوهای عکاسی، همواره ضروری بوده و هست.
عکاس تبلیغاتی باید استودیویی مجهز و فضایی کافی و مناسب برای عکاسی در اختیار داشته باشد.
ترکیب بندی (Composition): ترکیب بندی، یعنی استفاده از خطوط، الگوها، اشکال و فضا، به گونه‌ ای که آن‌ ها را به شکلی تاثیرگذار به یکدیگر مرتبط سازد؛ همچنین، توانایی نمایشِ موضوع یا تصویر، به قدرتمندترین، سازنده ترین و اثرگذارترین شکل ممکن است. ترکیب بندی به اندازۀ همۀ ابعادِ تکنیکی عکاسی اهمیت دارد. هر عکاس، سبکِ خاص خودش را دارد؛ اما کارِ عکاس، خلقِ یک ترکیب بندیِ کامل و بی ‌نقص است که تکنیک های آن را می ‌توان از طریق تمرین فراوان آموخت. البته برای این تکنیک در عکاسی، هیچ قانونی وجود ندارد و عکاس در انتخابِ راهِ انتقالِ پیامش آزاد است و می ‌تواند خلاقانه عمل کند؛ اما برخی از ابزارهای ترکیب بندی به خلقِ عکسی کامل و اثرگذار کمک می ‌کند. در عکاسی تبلیغاتی، نمایشِ نام محصول، اهمیت ویژه‌ ای دارد و گاه، اهمیتِ آن از اهمیتِ خودِ محصول هم بیشتر می ‌شود. ترکیب بندی (composition)، به نمایشِ بهترِ نام محصول بسیار کمک می ‌کند. عمق میدان (Depth offield) : یکی از مهم ‌ترین جنبه‌ های عکاسی تبلیغاتی به شمار می ‌رود. شناختِ موضوع، انتظاراتِ مشتری و هدفِ عکس، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ از این رو، عکاس باید بتواند عمقِ میدان را طبق میلش تغییر دهد تا بتواند موضوع مورد نظر را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارد. اگر عکاس بخواهد به کلِ تصویر تاکید کند، به عمیق میدان بیشتری نیاز دارد. نورپردازی، بر عمق میدان تاثیر می ‌گذارد؛ اما مشکل خاصی ایجاد نمی ‌کند.
استفادۀ صحیح از سایه (shadow) : گاهی عکاسی تبلیغاتی بدون سایه بسیار اثرگذارتر است. عکس بدون سایه، بسیار شارپ ‌تر و واضح‌ تر است؛ اما هیچ قانونی مبنی بر ممنوعیت استفاده از سایه در عکس‌ های تبلیغاتی وجود ندارد. گاهی سایه‌ می ‌تواند یکی از کامل ‌ترین ابزارهای ترکیب‌ بندی باشد. عکاس باید هدفش را بشناسد و از سایه‌ ها به بهترین نحو استفاده کند.
تفاوت میان عکاسی تجاری (Commercial photography) و عکاسی تبلیغاتی (advertising photography)
گرچه برخی اشخاص از عکاسی تجاری و عکاسی تبلیغاتی به جای یکدیگر استفاده می کنند؛ اما این دو حوزه، کاملاً متفاوت از یکدیگرند. صاحبان کسب‌ وکار باید ویژگی‌ های عکاسی تجاری و عکاسی تبلیغاتی و تفاوت‌ های میان آن‌ ها را به‌ خوبی بشناسند؛ زیرا اگر بخواهید از تبلیغات آنلاین و چاپی، به عنوان یکی از مولفه‌ های استراتژی بازاریابی استفاده کنید، شناختنِ صحیح آن‌ ها به کارتان می ‌آید.

عکاسی تجاری و عکاسی تبلیغاتی، هر دو برای تبلیغات استفاده می ‌‌شوند، نه برای ثبتِ لحظه‌ ها و خاطرات. هدفِ عکاسان، مانند ابزاری که در هر سبک برای رسیدن به اهداف استفاده می ‌شود، متفاوت است. عناصر عکاسی تجاری
عکاسان تجاری از ساختمان‌ ها، مدل‌ ها، کالا ها، محصولات و مناظر عکس می ‌گیرند، و این عکس‌ ها به هدفِ تبلیغات در کتاب‌ ها، گزارشات، تبلیغات و کاتالوگ‌ ها استفاده می ‌شوند. یک عکسِ تجاری در بخش‌ های خرده‌ فروشی و کلی ‌فروشی و به منظورِ تبلیغات استفاده می ‌شود. در عکاسی تجاری، کلِ عکس به محصول مورد نظر اختصاص دارد.
عکس آرشیوی (stock Photo) را که هنگام جست وجوی محصول خاصی در اینترنت به آن برمی ‌خورید در نظر بگیرید. عکس آرشیوی یکی از نمونه‌ های کامل عکس تجاری به شمار می ‌رود، چرا که ماهیت محصول مورد نظر را به بهترین شکل ممکن به نمایش می ‌گذارد.
عناصر عکاسی تبلیغاتی
هدف از عکاسی تبلیغاتی، برانگیختنِ حالات، هیجانات یا احساساتی است که یک محصول می ‌تواند در بیننده ایجاد کند. هدفِ عکاسان تبلیغاتی، همان طور که از نامشان پیداست، فروش یا ایجادِ نیاز به خرید در مخاطب است. عکاسان تبلیغاتی، هنرمندانی هستند که از طریق رنگ، نور و قاب‌ بندی، داستانی اغواگر را روایت می ‌کنند.
هدف عکاسی تجاری در مقابل هدف عکاسی تبلیغاتی
یکی از تفاوت‌ های اصلی عکس تجاری با عکس تبلیغاتی در هدفشان است. هدفِ عکسِ تجاری، ثبتِ ماهیتِ محصولات به بهترین شکل است؛ در مقابل، هدفِ عکاسی تبلیغاتی، ترغیبِ بیننده به خریدِ محصول است.
سبک عکاسی تبلیغاتی در مقابل سبک عکاسی تجاری
کادربندی عکس تجاری به گونه ‌ای است که هیچ چیزی در تصویر، حواسِ بیننده را از محصول پرت نمی ‌کند؛ در نتیجه، نورپردازی و پیش ‌زمینه، تقریباً خنثی است؛ اما در عکاسی تبلیغاتی، موضوع فرق می ‌کند، چرا که هدف، فقط دیده شدن محصول نیست، بلکه ایجادِ احساس یا حالتی خاص نیز اهمیت پیدا می ‌کند؛ به همین دلیل است که تکنیک‌ های عکاسی تبلیغاتی متفاوت از عکاسی تجاری است؛ به عنوان مثال، عکاس تجاری از نور خیره ‌کننده استفاده نمی ‌کند؛ زیرا ممکن است ظاهرِ محصول را تحت تاثیر قرار دهد؛ اما این مسئله در مورد عکاسان تبلیغاتی صدق نمی ‌کند؛ چرا که آزادی عمل بیشتری در نمایشِ محصولات، خدمات، سبک زندگی و ایده‌ ها دارند. رنگ‌ های زنده، نورپردازی چند بُعدی و کنتراست‌ های شارپ میان سایه و نور، از مهماتِ عکاسان تبلیغاتی به شمار می ‌رود.
کاربر نهایی عکاسی تجاری در مقابل کاربر نهایی عکاسی تبلیغاتی
کاربر نهایی صنعتِ عکاسی تجاری، متفاوت از صنعتِ عکاسی تبلیغاتی است؛ به طور کلی، عکس‌ های تجاری در زمینۀ خرده ‌فروشی یا اهدافِ تبلیغاتی استفاده می ‌شوند؛ با وجود این، شرکت‌ هایی که به دنبال فروش محصولات هستند یا می ‌خواهند آن را به مخاطب جدید معرفی کنند، به سراغ عکاسان تبلیغاتی می ‌روند؛ به عنوان مثال، اگر صاحب یک فروشگاه کتاب‌ های کمیک بخواهد آثار هنرمندِ جدیدی را به نمایش بگذارد، باید از عکاسِ تجاری کمک بگیرد؛ از سوی دیگر، اگر بخواهد کتاب کمیک کمیابی را بفروشد، باید به عکاس تبلیغاتی مراجعه کند تا با عکس‌ های تبلیغاتی، نظرِ بیننده را جلب و او را به خریدن کتاب ترغیب کند.
تشکیلِ جلسۀ استراتژی
برنامه ریزی اهمیت بسیار زیادی دارد. پیش از هر کاری، عکاس و مشتری باید طی جلسه‌ ای، اهدافِ عکاسی را تعیین کنند تا کارِ نهایی برخلافِ انتظارات مشتری نباشد. عکاس باید از اهدافِ کمپانی نسبت به تبلیغِ محصول مورد نظر، نوع تصویر درخواستی و پیام مد نظرشان، کاملاً آگاه باشد و شفاف سازی‌ های لازم نیز صورت بگیرد.
عکاسی تبلیغاتی به مثابه کار تیمی
عکاسی تبلیغاتی مانند یک کار تیمی است که در آن، عوامل دیگری نیز باید با عکاس همکاری کنند؛ برای مثال، مدل‌ ها، گریمورها، طراحان و حتی مشتریان، از اعضای تیم عکاسی تبلیغاتی به شمار می ‌روند. ارتباطات و برنامه ‌ریزی، به یک اندازه در عکاسی تبلیغاتی اهمیت دارند. یک عکس تبلیغاتی موفق، حاصلِ برنامه ‌ریزی دقیق و هماهنگی بالاست.
کلام آخر
عکس تبلیغاتی باید بیننده را متقاعد به خریدنِ محصول کند. عکس تبلیغاتی و ظاهرِ محصول، مکمل یکدیگرند و دست در دست هم، در راستای فروشِ محصول گام برمی ‌دارند.
هدفِ عکاس تبلیغاتی ، خلقِ عکس‌ های جذاب و خلاقانه است تا محصول را از آنچه هست، جذاب ‌تر نشان دهد. عکس‌ های تبلیغاتی باید در چارچوبِ خواستۀ مشتری باشند؛ از این رو، عکاس باید بتواند ایده‌ های دیگران را نیز در کارش بگنجاند و خواسته‌ های آن‌ ها را برآورده کند. عکس تبلیغاتی باید باکیفیت باشد. هرچه کیفیت عکس بالاتر باشد، ظاهرِ بهتری خواهد داشت و در نتیجه، فروش بهتری را رقم خواهد زد. تجهیزات مورد استفاده در خلق عکس تبلیغاتی به اندازۀ تکنیک‌ های عکاسی و نتیجۀ نهایی عکس اهمیت دارند.
دنیای بدون تبلیغات را تصور کنید!